امیرغلامی:سینما در کردستان

"سینما کُردستان"
مقدمه
بخش اول

اگر چه فیلم قدیمی­ترین رسانه جمعی صوتی و تصویری در اواسط دهه 1920 به چندین شهر کردستان رسید، اما سینمای کُرد شروع کُندتری داشت. سیاست حاکمه در کشورهایی که مردمان کرد زبان در آن ساکن­اند، خطوط ممیزی خاصی را در برابر تولید و اکران فیلمهایی با موضوعیت و زیان کردی بر عهده داشت. یلمازگونی، کارگردان برجسته کُرد، در جواب اینکه چرا تا به حال هیچ فیلمی را به زبان کُردی تولید نکرده است، جواب داد: "واضحا به خاطر اینکه زبان کُردی به طور قانونی در ترکیه ممنوع شده است". اتحاد جماهیر شوروی و عراق تنها ممالکی بودندکه موانع سیاسی کمتری در برابر فیلمسازان کُرد قرار دادند. همین آزادی نسبی باعث شد که اولین فیلم های کُرد در این کشورها ساخته شود؛ به نحوی که در جمهوری ارمنستان هر ده سال یک فیلم کُردی ساخته ­شد. اولین فیلمساز کُرد که پس از مرگ به شخصیتی مسئله­ساز مبدل گردید،"حموبیگ نظریان" بود. وی که از اهالی قفقاز بود و در تاریخ سینمای قفقاز، ارمنستان و بطور کلی در اتحاد جماهر شوروی نامی آشنا و برجسته را داراست، توانست بخشی از شناسنامه سینمای این نواحی را به خود اختصاص دهد. به نحوی که قفقازی­ها معتقدند وی قفقازی است و ارمنی­ها مدعی­اند ارمنی بودن وی هستند و عد­ه­ای بر این باورند که از اهالی چچن بوده و کردها نیز به دلیل کارنامه کاریش وی را کُرد محسوب کرده­اند. کارنامه­ی با 30 فیلم که موضوع 27 فیلم آن، درباره کُردهای قفقاز و ارمنستان و . . . است. اهمیت وی برای این نوشتار بیش از هر چیزی ای است که اولین فیلم وی شروع تاریخ سینمای کردستان به حساب می­آید. فیلم"زره" که در سال 1926 ساخته شد، شرایط زندگی زنان کُرد را در ارمنستان به شکلی مردم شناسانة به تصویر کشیده است. "هاکوب گازاریان" نویسنده­ی این فیلم که از کردهای محبوب ارمنستان بود، فیلمنامه را با زبان کُردی نوشت و برای نگارش آن از رسم الخط کُردی استفاده کرد که بر اساس رسم الخط ارمنی توسط روشنفکران کُرد مقیم ارمنستان آماده شده بود.
این فیلم که به صورت صامت ساخته شده بود. بعدها در سال 1970 در ارمنستان توسط "جاسمی جلیل" نویسنده کرد و "جمیله جلیل" موزیسن زن کُرد، صداگذاری شد.
نظریان بعدها در سال 1933 مهمترین فیلم خود یعنی "کُردهای ایزدی" را ساخت. این اثر مستند که به روش اتنوگرافیک(انسان شناسی تصویری) ساختة شدة بود، فیلمی تماما کُردی بود و در آن آداب و رسوم کردهای چادرنشین و کوچرو به نمایش گذاشته شدة است. برای موسیقی متنِ فیلم از آوازهای فولکلوریک کُردی نظیر"سه­ردولکه" و"لاوک" استفاده شدة است. در این فیلم نظریان همانند تمام کارگردانان هم دوره خود در روسیه، همچون ایزنشتاین، پودفکین، ژیگاورتوف و . . . تحت تاثیر ایدئولوژی حاکمیت وقت خود یعنی حکومت کمونیستی روسیه بود. وی نیز در این فیلم به تبلیغ افکار سوسیالیستی پرداختة است، به نحوی که در فیلم "کُردهای یزیدی" را در زیر چتر سوسیالیسم در حال خواندن و نوشتن می­یابیم. 
اهمیت این فیلم به قدری است که در سال(1992) در جریان برگزاری جشنواره"سه قاره" - جشنواره ای که در پاریس پایتخت هنر و ادب برگزار می­شود و به سینمای کشورهای آسیایی، آفریقایی و جهان سوم می­پردازد- فیلم­های متعددی حضور پیدا کرده بودند، فیلم کردهای ایزدی نیز به عنوان یکی از فیلم های مهم مردم شناسیِ تاریخ سینما اکران شد. 

ادامه نوشته

مرثیه برای طاها (آرش رصافي)


نسخه چاپی | ارسال به دوستان
آرش رصافي

هنوز منتظرم در باز شود و طاها وارد شود ، هنوز ششمین قسمت از سریال "نجات یافتگان" او به دست من نرسیده تا صداگذاری آنرا تمام کنم .۵ قسمت قبلی را تمام کرده ام و به تلویزیون تحویل داده ام .مسئولین پیگیر قسمت ششمند. خیلی دیر شده است ،همین ده روز پیش طاها گفت مشغول تدوین قسمت ششم است و به زودی به دستم می رساند. منتظرم در باز شود و طاها بیاید. خیلی دیر کرده است ،  باید بیایید . همیشه با تاخیر می آمد ،  دیر میکرد، دیر می آمد،  اما همیشه می آمد.....

چگونه باور کنم اینبار این تاخیر ابدیست.

چگونه باور کنم که دیگر نمی آید ، چگونه باور کنم دیگر نمی بینمش. چگونه بپذیرم آن سکوت دلنشین و تبسمهای طولانی و نگاه مهربان، دیگر تکرار نخواهد شد.

طاها را حدود ۱۵ سال پیش برای اولین بار در انجمن سینمای جوان کرمانشاه دیدم. سرباز بود و اوغات بیکاریش را در انجمن صرف ساخت فیلم می کرد .اولین فیلم کوتاهش را همانجا ساخت از همان فیلم اول دغدغه انسانی داشت و این در فیلمش هویدا بود اولین فیلمنامه ای که از او خواندم درباره مظلومیت کوکان مرز نشین کرد در مواجهه با جنگ و پیامدهای آن بود که در همان سال به عنوان فیلمنامه منتخب در جشنواره فیلم کوتاه تهران پذیرفته شد و من برای اولین بار همسفر او در این جشنواره بودم. در همین سفر بود که بیشتر او را شناختم. فهمیدم که دغدغه انسان دارد و رنجهایش، نگران انسان بود و دردهایش .دلمشغولی هویتش را داشت و مظلومیتهایش. از آن سفر تا سالها بعد که در دانشکده سینما و تئاتر دوباره اورا دیدم تغییری نکرده  بود. در همان سالها رنج از دست دادن همسر خودش را در یک سانحه رانندگی می کشید واین درد اورا از پای درآورده بود اما او خودش را جمع کرد و با همان دغدغها و علیرغم مشکلات مالی و شخصی که در آن گرفتار بود شروع به ساختن فیلمهای مستند و تاثیر گذار کرد. باز سالها اورا ندیدم تا دوباره در باز شد و او به دفترم امد.  دوباره ازدواج کرده بود و به زندگی برگشته بود فیلم خوبی ساخته بود واز من خواست تا برایش تدوین کنم از اون روز به بعد با هم همکاری می کردیم و من به عنوان تدوینگر یا صداگذار درفیلمهای آخرشش نقش کوچکی را بر عهده داشتم. در همین آثار بود که دیدم دغدغه هایش پررنگتر و بزرگتر شده اند او در آثارش ظلم صدام و بعثیان را بر مردم مظلوم کرد فریاد می کشید واز انفال می گفت و ماجرای کشتار و نسل کشی ۱۸۲۰۰۰ زن وبچه و پیر و جوان بدست صدامیان در منطقه گرمیان کردستان عراق. از زنده بگور کردن و اعدام آنها که دل هر انسان منصفی را به لرزه می آورد او دل آزرده این رنج و محنت بود اما اهل انتقام نبود. در فیلم "من یک مزدور سفید هستم" یکی از مزدورانی را به تصویر می کشد که در ماجرای انفال در پی نجات بسیاری از قربانیان بوده و اکنون بدنبال طلب بخشش و مغفرت از بازماندگان آنهاست او در فیلم اخرش، "هزار و یک سیب" ،هزار و یک سیب را به رودخانه دجله می سپرد تا تصاویر سکانس اخر فیلمش را مزین به مفهوم صلح و دوستی و بخشش نماید. همان فیلمی که همین یکی دو ماه پیش وقتی برای اولین بار در کردستان عراق پخش شد کل حضار به احترام او وفیلمش از جای برخاستند و برای دقایق طولانی تشویقش کردند. او تازه به اوج رسیده بود فیلمهای آخرش در چندین جشنواره معتبر، موفق و تاثیرگذار به نمایش در امده بود و او را بسیار باانگیزه و مصمم برای ادامه راه و ساخت فیلمهای بیشتر کرده بود در این اواخر بسیار پرکار و پر انرژی شده بود و موفق شده بود بر مشکلات مالی غلبه کند و همین پارسال منزلی در سلیمانیه خریداری کرد تا در همانجا زندگی کند. در اوج بود و بسیار تلخ است این رسم روزگار در گرفتن آدمهای دوست داشتنی از بین ما .تلخ است مفهوم پیچیده خلقت ،در هزار توی منازعه مرگ و زندگی.چرا آدمهای خوب زود می میرند...

طاها جان کوهستان سفیدت ، کوهستان قندیلت ، مرز زندگیت ، مزدور سفیدت، وهزار ویک سیبت تو را فریاد می کشند تا ابد . وتورا زنده نگه خواهند داشت جاودانه ،بر روی پرده نقره ای. آنجا که بخش مهمی از دل ماست.

هنوز منتظرم در باز شود و طاها وارد شود ، هنوز ششمین قسمت از سریال "نجات یافتگان" او به دست من نرسیده تا صداگذاری آنرا تمام کنم . همان سریالی که باز درباره کشتار مردمان بی دفاع کرد ،توسط صدام است . این سریال باید تمام شود این تاخیر تو مثل همیشه باید تمام شود تو خواهی امد با اثرت، با آثارات و صدا و تصویر این سریال به اتمام خواهد رسید .این سریال پخش خواهد شد و تو به همراه باقی آثارات ،در صدا وتصویر جهان می مانی ماندگار و جاودان ،همانگونه که در دل وجان ما.

یادش بخیر و روحش قرین آرامش باد.

چگونگی تاثیر سینمای مستند بر همگرایی یک قوم ( محمود رحمانی )

              

راستش را بخواهید من نمی‌دانم چگونه سینمای مستند می‌تواند ابزار همگرایی مردم یک قوم باشد، حداقل بر روی کاغذ و یا با کلمه !

اساساً قصدم تشریح همگرایی و ابزار آن نیست، هر چند که شاید به درستی این ابزار را بشناسم، اما مقصود از همگرایی، آن هم در دنیای پیچیده‌ و فرد گرای امروز را به درستی نه!!!

صادقانه می‌گویم، یادم می‌آید از وقتی خودشناس شدم دو تصمیم عمده گرفتم، اول آنکه تا چیزی از من نپرسند حرفی نزنم و دومی راجع به هر چیزی هر نظری ندهم و نشوم ملایی غلط نویس! فرایند این دو تصمیم راه سومی را بوجود می‌آورد که بسیار آسوده است، سکوت می‌کنم و شنونده می‌شوم!

درباره‌ی همگرایی که برخاسته از گرائیدن جمعی یا قومی و یا ملتی است جز درک شخصی تعریف دیگری ندارم پس هدفم این نیست که اینجا در نقش یک جامعه‌شناس سخنرانی کنم، هرچند که لازمه‌ی تولید هر مستندی شناخت دقیق دنیای موضوع و محیط پیرامون آن است اما اجازه می‌طلبم تنها آنچه در باب مستند خاصه، مستند قوم نگار می‌دانم  و یا تجربه کرده‌ام  به رشته تحریر درآورم تا خواننده خود نتیجه حاصل کند پس این سیاهه در ذات خود ابزاری است برای روشن شدن موضوع با کمک ذهن سیال مخاطب این متن، و چون سینمای مستند معتقدم همه چیز در ذهن شخص دیگر (سوم شخص بالقوه) تمام شود، و البته این تنها یک آرمان است!

روایت را با نقل یک اتفاق آغاز کنم، چندی پیش در فستیوالی در مونیخ به پست ایرانیان مقیم آلمان برخوردم که بعضاً دورگه بودند ، یکی از آنها دانشجوی دکتری ادبیات بود و در جلسه‌ی گرمی که در کنار هم داشتیم بحث‌مان درباره‌ی تاریخ گُل کرد و من جمله‌ی معروف «شاملو»ی عزیزمان را درباره‌ی تاریخ ذکر کردم با اینکه دوستان فارسی‌شان چندان تعریفی نداشت، اما گفتند که جمله‌ی زیبایی گفتی! و من متعجب از اینکه جمله را نشنیده بودند با خنده‌ی عاقل بر صفی! گفتم که این جمله‌ی من نیست، پرسیدند جمله‌ی چه کسی است گفتم شاملو. آن یکی که دانشجوی ادبیات بود پرسید شاملو مرد است یا زن ! بماند آن شب مقداری جلوتر رفتم و از «اخوان» و «سهراب» و «فروغ» حرف زدم و در عین ناباوری دیدم که اینها هم اسامی ناشناسی برایشان بود، یک غم عجیبی انگیزه‌ی بحث را از من گرفت و اصلا جرأت جلو رفتن نداشتم، چون ‌ترسیدم فردوسی و حافظ و سعدی و مولانا را هم نشناسند که بعید هم نبود....من سکوت کرده بودم که یکی‌شان گفت پدرم از این که در همین سطح نصفه و نیمه فارسی را حرف می‌زنم خدا را شکر می‌کند، هوش سرشاری نمی‌خواهد که متوجه شویم مشکل از اینها نیست! چون ما هیچ وقت نتوانستیم بدرستی از داشته‌هایمان دفاع کنیم و ....

از آسیب‌شناسی این تراژدی خارج شویم!

در همان فستیوال من یک نشست و گفتگویی با اهالی فرهنگ و دانشجویان سینما داشتم وقتی در ابتدای بحث درباره‌ی هویت من حرف به میان آمد آن‌ها خواستند بیشتر بدانند و اینکه من از روی بی‌رغبتی گفتم که من از جنوب ایران هستم و زادگاه من هم در میان کوه‌هایی است به نام زاگرس و از قومی به نام قوم لر بختیاری! در کمال ناباوری و تعجب (و بدون اغراق) کمتر کسی بود که  قوم و نوع زندگی ما را نشناسد، من که به شوق آمده بودم بیش از نیمی از جلسه گفتگویم را درباره‌ی این موضوع سخن گفتم. حالا این سؤال را مطرح می‌کنم چگونه در کشوری اروپایی که مشاهیر ما برای ایرانیان‌اش بیگانه اند، فرهنگی‌های به قول ما اجنوی! لرهای بختیاری و حتی چگونگی زندگی‌شان را می‌شناسند، آری این امر صرفاً به خاطر حضور «مریان سی کوپر» و «ارنست بی شود زاک» کارگردان‌های فیلم ماندگار و جاودانه‌ی علف (گراس) بود.

مجال آن نیست تا درباره‌ی این اثر سترگ حرفی بزنم، ( و، وای اگر کسی از ما این فیلم را ندیده باشد!)

 

ماهمه حرفه ای هستیم»؛ یادداشتی از مرضیه ریاحی


 

لابد تا به حال خیلی این جمله را شنیده‌اید که «فیلم کوتاه و مستند پلی برای رسیدن به سینمای حرفه‌ای است»؛ بیائید فرض کنیم که این جمله درست است.
زمانی بود؛ شاید تا همین چند سال پیش، که سینمای مستند و فیلم کوتاه معنای «رفاقت» می‌داد.
هنوز حرف قرارداد و من سر تله فیلم فلانی روزی فلان‌قدر دستمزد گرفته‌ام و به من مربوط نیست تهیه‌کننده‌ات شش ماه دیگر تسویه می‌کند؛ پول تو حسابم نباشد هاردت را پس نمی‌دهم و ساعت کاری من روزی چهار ساعت بیشتر نیست و... نبود.
بچه‌ها هوای هم را داشتند. یک دوربین SVHS دست به دست بین همه می‌چرخید و همه هفته به هفته، صبح تا شب و شب تا صبح، سر کارهای همدیگر بودند.
اصلا مهم نبود که فیلم من است؛ یا فیلم تو. مهم فیلمسازی بود و تجربه‌ای که سرکار همه در آن شریک بودند.
نتیجه آن شب بیداری‌ها و رفاقت‌ها، فیلم‎های درخشانی بود که چون عوامل‌اش با دل کار کرده بودند؛ طعم همدلی می‌داد و به دل می‌نشست.
طعمی که مدت‌هاست فیلم‌های کوتاه و مستند ایرانی ندارند؛ چون این روزها ما عادت کرده‌ایم که مدام واگویه کنیم «ما همه حرفه‌ای هستیم!» و ای کاش که معنای حرفه‌ای بودن در کارمان هم نمود پیدا می‌کرد و نه تنها در قراردادهایمان!
نتیجه حرفه‌ای بودن این روزهای سینمای مستند و فیلم کوتاه ایران، نسل جدیدی از فیلمسازان و عوامل تولید است، (نسل جدید صرفا به مفهوم فیلمسازان جوان نیست) که غرق در توهمی هستند، که بیش از همه گریبانگیر خودشان است. 
نسلی که عادت کرده‌اند ضعف‌هایشان را با فرافکنی و پاس دادن به سایر عوامل فیلم لاپوشانی کنند.
نسلی که دستیار سوم کارگردان بودن در یک فیلم سینمایی، بوم من بودن در یک تله فیلم، یا کسب جایزه‌ای از یک جشنواره ملی منطقه‌ای، از خود بی خودشان می‌کند و تصور می‌کنند که سینمای ایران مدیون آنهاست.
نسلی همیشه ناراضی که سطح کارشان در حد هنرآموزان ترم اول آموزشکده‌های سینمایی است؛ اما دستمزد پیشکسوتان دو-سه نسل پیش از خودشان را طلب می‌کنند.
در این میان متاسفانه کم هم نیستند آشنایانی که از سر دوستی یا ... به این تصور دامن می‌زنند و یک فیلمساز، تصویربردار، تدوینگر و... را تا مرز خوشیفتگی می‌کشانند؛ چنانچه بندگان خدا در این بیراهه برای خودشان شانی اجل همه قائل می‌شوند و در محافل خصوصی و عمومی سینمایی داد سخن می‌دهند که من اگر نبودم کار فلانی بی من چیزی کم داشت و به اینجا نمی‌رسید و امان از وقتی که من نباشم!
غافل از اینکه سینمای ایران که هیچ؛ بلکه از سینمای جهان هم پس از به رحمت خدا رفتن هیچکاک، بونوئل، کوبریک و... چیزی کم نشده است.
حالا اگر دوباره فرض کنیم که فیلم کوتاه و مستند پلی برای رسیدن به سینمای حرفه‌ای است؛ می‌توانم قاطعانه بگویم که این پل ویران است!
تا وقتی هم که نسل جدید فیلم کوتاه و مستند ایران تصور می‌کنند که تنها آشنایی با نرم افزار تدوین EDIUS یا بلد بودن منوی دوربین Handy cam HD یعنی سواد سینمایی؛ نمی‌شود به بهبود این اوضاع امیدوار بود.
با این منوال من اگر جای سینماگران فیلم بلند یا مسئولان سینمایی باشم؛ دیگر در ابتدای هر گفت‌گویی درباره سینمای مستند و فیلم کوتاه؛ حرفی از پل نمی‌زنم و می‌گذارم این حرفه‌ای‌ها به کارشان برسند!

جایگاه شخصیت در ادبیات و سینما

جایگاه شخصیت در ادبیات و سینما

نوشته شده توسط امیر غلامی  فارغ التحصیل رشته کارگردانی سینمااز دانشگاه هنر  

علاقمندان میتوانندبرای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمایند
ادامه نوشته

یادداشتی به مناسبت 21 شهریور روز ملی سینما؛ هنر هفتم کردستان در میان حصاری از باید ها و نباید ها

 (سامان احمدی)
آگوست و لوئی لومیر در سال 1895 بود که دستگاهی شگفت انگیز و اعجاب آور به نام سینما توگراف را اختراع کرده و در گراند کافه پاریس لحظاتی از زندگی روزمره مردم را به نمایش درآوردند و از همان جا بود که پدیده ای به نام سینما ظهور کرد و سالها بعد علاقمندان و مشتاقان خود را شناخت.


ادامه نوشته

بررسي ساختارى سينماى پست مدرن / خسرو سينا

انواع ساختارهای منطق پیرنگ

 ساختار خطی

 این ساختار ، همان طور که از نامش پیدا است ، جهتی مستقیم دارد. ساختار خطی ، ساده ترین منطق پیرنگ داستان است.

در این ساختار ، وقایع داستان به همان ترتیبی در معرض دید تماشاچیان قرار میگیرند که شخصیتهای داستان آنها را تجربه کرده اند.

 ساختار مدور

 داستان از نقطه ای شروع می شود و مانند بومرنگ ، پس از طی چند مرحله دوباره به همان نقطه ای که در ابتدا نشان داده شده بود باز می گردد.

مانند فیلم "سانست بولوار". این فیلم با نمایش انتهای داستان شروع میشود و سپس به عقب باز میگردد

ساختار منقطع

زمان جدا جدا و مجزا ارائه می شود و هر بخش ، نکته به خصوصی از داستان را ارائه میدهد.

فیلم Two for the Road نمونه بارزی از ساختار منقطع برای بیان منطق پیرنگ است. این داستان به ازدواجی متزلزل در زمانهای مجزا می پردازد

ادامه نوشته

ساختن یک جشنواره فیلم در کردستان چقدر مهم است؟

 

«کردستان امروز». اقدامات در خور تقدیر، شایسته و متواضعانه استاندار کردستان و نیز تکاپوی امیدآفرین اداره فرهنگ و ارشاد و تلاش های پیگیر آقای میمنت آبادی در نشستن به پای سخن اهالی فرهنگ و هنر و حتی غافل نبودن از امور معیشتی روزمره برخی از هنرمندان، به روشنی امیدها و گشایش های فراوانی را در این حوزه موجب گشته است.
این توجه و بهاء دادن به اقشار فرهیخته کرد در عین آنکه ضرورتی اجتناب ناپذیر به شمار می آید، به علت بی اعتنایی های گذشته، ما را با تراکمی از مشکلات، کمبودها، ایده ها و تقاضاها مواجه می سازد. ایرادی هم بر هنرمندان و فرهیختگان نیست. آن ها حق دارند و باید مطالبات خود را بیان کنند.
اما اینکه مقامات مسئول در پاسخ به این تقاضاها و برای دلجویی از این اقشار، بلافاصله پیشنهادی را در یک جلسه گپ و گفت غیر رسمی پذیرفته و برای آن دستور دهند، می شود حکایت همان ماجراهایی که سیروس ثنایی، سرپرست دفتر انجمن سینمای جوانان سنندج در دیدار شب گذشته خود و دوستان فیلمسازش با استاندار کردستان بیان داشته است

ادامه نوشته

کارکرد گفتمانی سکوت در ساخت مندی روایت داستان کوتاه  بیِژن میرباقری(انجمن فیلم کوتاه)

 

سکوت، عالی ترین رکن تصویر

 
کارکرد گفتمانی سکوت در ساخت مندی رروایت داستان کوتاه

بیِژن میرباقری

فیلم برگزیده امسال در سومین جشن مستقل فیلم های کوتاه سینمای ایران غروب حلزون بود که قبلا در مورد این فیلم نوشتم. اما چیزی که در مورد این فیلم در جلسه نقد و بررسی آن در جشنواره فیلم تهران مطرح شد این است که ای کاش این فیلم می‌توانست از نعمت دیالوگ بهره گیرد و منتقد حاضر در جلسه هم از این نظر حمایت می‌کرد. اما از آنجایی که سکوت را به عنوان عالی ترین رکن تصویر و بازی یک بازیگر می‌دانم و همیشه فیلم کوتاه را با داستان کوتاه مقایسه می‌کنم، خواندن مقاله لیلا صادقی (مترجم. نویسنده و پِژوهشگر) باعث شد مصداق‌هایی که در این مطلب ارائه می‌دهد را به عینه در فیلم غروب حلزون ببینم. به همین منظور خواندن این مقاله را پیشنهاد می‌کنم.

متن این مقاله را می توانید به صورت پی دی اف از اینجا بخوانید


 

سينماي ايران (انجمن فیلم کوتاه)

جلسات نمايش و نقد و بررسي فيلم هاي كوتاه چهاردهمين جشن خانه سينما بعدازظهر روز چهارشنبه ( 22 دي ماه) با حضور ناصر تقوايي وفرهاد توحيدي به كار خود پايان داد.
به گزارش ايسنا، ناصر تقوايي در اين نشست به صحبت درباره موارد مختلفي مربوط به سينماپرداخت وگفت: هر جامعه قوانين و شرايط خاص خود را دارد و به هر حال ممكن است بعضی هاهنرمندان خود را درفشار بگذارند و فكر كنند اين نوع برخورد نتايج مثبتي بر جا مي گذارد؛ 

ادامه نوشته

روانکاوی و نگاهی به فیلم "سکس و فلسفه" ساخته ی "محسن مخملباف" (ایرج عبادی)

http://weeklydeng.blogspot.com


                                  پیشگفتار

نظری کوتاه بر فیلم سکس و فلسفه یکی از فیلم های مطرح محسن مخملباف
که در سال 1383 در تاجیکستان تهیه و کارگردانی شده و فیلم نامه ی آن نیز توسط خود او نگاشته شده است. توجه ما را  به نگرش تازه ی این فیلم ساز بنام کشورمان جلب می کند.این فیلم ویژه گی هایی دارد که محتوی آن با فیلم های آیینی ، اجتماعی و دوران جنگ او مانند توبه نصوح- بایکوت . ناصرالدین شاه وگبه و سفر قند هار بسیار متفاوت است و نگاه  دیگر گونی را در کار های مخملباف به جلوه می کشاند.
ادامه نوشته

کردستان از نگاه دوربین بهمن قبادی(مرتضی حق بیان)

http://weeklydeng.blogspot.com

در توصیف كردستان و مردم كُرد كتابهای زیادی نوشته شده و از زوایا و جوانب مختلفی مورد بحث قرار گرفته ، ولی نكته ای كه من دراین جا می خواهم به آن اشاره كنم اینست كه كردستان دركنار تمام نا كامی های گوناگون و كمبودهایی كه همیشه مورد بحث بوده، ملتی سرزنده، دارای روابطی انسانی واحترامی متقابل بین خودودیگرمردم همسایه ، وریشه های عمیق فرهنگی و تمدن در تاریخ ، باادبیاتی  بسیار قوی ، با اشعارو شاعرانی  پویا ، زنده و پایداركه در هردوره ای پیشرو، آزاد ومستقل، اززبان شاعرانی چون مولوی، قانع، مستوره اردلان، هیمن ، پشیو، هلمت، جلال ملكشاه ،جگرخون، وبسیار شاعران توانمند دیگرسروده شده است ووجود اسطوره های عشقی زیبا وترا‍‍ژیكی مانندخج وسیامند، یاس وغزال،  مم وزین ، شه مال و زه لان و...  كه اینها بخشی ازچند لایگی وتو در تو بودن، جامعه واین ملت است. آثارادبی مكتوب و شفاهی هرملتی خود به تنهایی گواه برتمدن، زندگی  یكجانشینی تاریخی آن ملت است ومی تواند دستمایه ای بسیار گرانمایه برای خلق دیگر آثار هنری باشد.       
 
ادامه نوشته

اصول نقد اثر و تحليل محتوا(منبع:سینمافردا

اشاره:

آنچه از نقد در نظر اول به ذهن متبادر می شود، ایراد و اشكال گرفتن از یك كار یا اثر علمی و هنری است، اما در واقع نقد نه ایراد و خرده گیری است نه اشكال تراشی، بلكه علم ارزیابی و سنجش میزان اعتبار علمی یك اثر است كه مانند سایر رشته‌های علمی، قواعد و اصول خاص خود را دارد كه به آن «روش‌شناسی نقد » گفته می‌شود (1).

ادامه نوشته

حرکتی به سمت مرکز، تکراری در درون <فرهنگ آدمیت>

غروب حلزون از جمله فیلمهای خوب امسال جشنواره فیلم کوتاه تهران بودکه مورد استقبال فراوان قرار گرفت. این فیلم در جشنواره های داخلی و خارجی بویژه در سومین فیستوال فیلم سلیمانیه عراق موفقیت های چشمگیری داشته است و در واقع میتوان گفت آزادمحمدی محمدی با این فیلم جایگاه ویژه ای را در عرصه فیلم کوتاه به خود اختصاص داده است.

حرکتی به سمت مرکز، تکراری در درون ، نقدی است که فرهنگ آدمیت در ارتباط با این فیلم در سایت فیلم کوتاه قرار داده است ،که از نظرتان میگذرد. 

صحبت و یا نوشتن در مورد فیلم های شاخص و برگزیده بسیار سخت تر است تا دیگر فیلمها، بخصوص اگر فیلم کوتاه مورد نظر، برنده ی بهترین فیلم کوتاه سال جشن خانه ی سینما شده باشد: اگر بدش را بگویی می گویند که خلاف جریان آب شنا می کند که توجه جلب کند و اگر خوبش را بگویی، گفته خواهد شد، حرف تازه ای نداشته ای که بزنی، و هیچکس نه جدیش می گیرد و نه دقیق می خواندش!! البته هیچ منتی نیست، زیرا هیچکس مرا با زور به این کار وادار نکرده است، اما می خواهم دستکم بدانید که کار نسبتا سختی است و من بدان آگاه.

ادامه نوشته

دوربین فیلم برداری چیست؟  

دوربین فیلم برداری ( Camera )
 
دوربین ، وسیله اصلی ضبط یک رشته تصاویر به هم پیوسته و متوالی ، روی نواری از فیلم است. به طور خلاصه آنچه در هنگام فیلم برداری روی می دهد این است که:
دوربین در هنگام فیلم برداری از هر صحنه ، با یک سرعت مشخص ( مثلا 24 قاب در ثانیه ) ، به طور متوالی عکس هایی از صحنه مورد نظر می گیرد. این عکس ها بر روی فیلم به صورت قاب به قاب ضبط می شوند. سپس این فیلم را در دستگاه نمایش می گذارند و با همان سرعتی که فیلم برداری صورت گرفته ، آن را به نمایش در می آورند و به این ترتیب به دلیل خاصیت تداوم دید در چشم انسان ، توهم حرکت ایجاد می شود. امروزه دوربین های بسیاری ، در اندازه های متفاوت و قابلیت های مختلف تولید می شود و در انواع روش ها و موقعیت های فیلم برداری مورد استفاده قرار می گیرد

 img/daneshnameh_up/e/e2/cinemam4.jpg

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

فیلمِ کوتاه می‌بینیم که دقیقاً چی‌کار کنیم؟<محسن آذرم>

فیلمِ کوتاه نمی‌بینیم که فیلمِ کوتاه دیده باشیم قاعدتاً؛ یعنی ملاک‌مان برای دیدنِ فیلم‌های کوتاه فقط «کوتاه»‌بودن‌شان نیست؛ یعنی چیزهای دیگری هم قاعدتاً مُهم‌اند و فقط طول و اندازه‌ی فیلم نیست که اهمیت دارد. درستش این است که فیلمِ کوتاه، هیچ ربطی نداشته باشد به فیلمِ بلند؛ یا دست‌کم این چیزی (قولی)‌ست که «جملگی برآنند» و برای همین بیش‌ترِ آن‌ها که می‌خواهند فیلمِ کوتاه بسازند، اوّل از همه می‌خواهند فیلم‌شان شبیهِ هیچ فیلمِ بلندی نباشد. پس پیشِ خودشان فکر می‌کنند که اگر فیلم‌های بلند مشهورند به داشتنِ قاعده، باید در فیلمِ کوتاه قیدِ همه‌ی این قاعده‌ها را زد و کاری کردکارستان.

ادامه نوشته

العریضه الهنرمندیه فی عارضه المشبکیه

 

هیواصوفیه از فیلمسازان فعال کردستان است،که بیشتر در حوزه مستند کار می کند.تازه ترین اثر وی تحت عنوان یک تقو یم یک قبیله بر گزیده هشتمین جشنوار ه منطقه ای ایلام شدواکنون در بخش مسابقه بیست وهفتمین جشنواره فیلم کوتاه  تهران حضور دارد.از کارهای دیکر صوفیه میتوان به اسرا،رخصت،نون و خنده،دنیای رنگی ما،اشاره کرد.
مطلبی که در پی می آید درنشریه روزانه شماره ۵جشنواره فیلم کوتاه تهران درج شده است.
ادامه نوشته

یک تصمیم ناگهانی و دو روی سکه

اشاره:حذف فیلم کوتاه و مستند از جشنواره فیلم فجر سال جاری اظهارنظر های متفاوتی را موجب شده است.مسعود امینی تیرانی از فیلمسازان کوتاه کشورطی یادداشتی در سایت انجمن فیلم کوتاه ایران در این مورد سخن گفته است.که به لحاظ طرح موضوع و انعکاس دیدگاههای فیلمسازان استان در تائید وی رد این اقدام درج میگردد.

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

گذری بر سینمادر استان کردستان         ازتوفیق امانی

در سالهای اخیر سینما در کردستان همواره با  حرکتی رو به رشددر صدد تکامل خود بوده و بی شک این امرشامل همه جنبه های سینماشده است.

در مقطعی نه چندان دوربسیاری از فیلمهابا یک مضمون و ارائه درونمایه های مشابه و همچنین  ساختار های نزدیک به هم ساخته و پرداخته می شدندوسینمای این جغرافیامرتب مشغول تکرار نمودن خویش بودو صد البته این امر در سینمای کوتاه بیشتر خود را نمایان می کرد.اما در سالهای اخیر آنچه را که برای رخ نمایاندن واقعی و ابراز وجودی حقیقی در سینما لازم است در آثار موسوم به فیلمهای کردی به وضوح دیده می شودو مسلمااین نتیجه یک بازنگری اصولی و حساب شده از سوی سینماگران است. تنوع موضوعات،نگاههای چندوجهی،آثاری با ساختارهای متفاوت و صدالبته کثرت آثار تولیدی در کردستان نتیجه همین نگرش جدید به سینما در کردستان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

شش‌ ویژگی‌ فیلمنامه‌نویسان‌ موفق‌

بیایید با نگاهی‌ اجمالی‌ به‌ آنچه‌ فیلمنامه‌نویسان‌ موفق‌ بط‌ور روزمره‌ انجام‌ می‌دهند رمز موفقیت‌ آنان‌ را دریابیم‌...
 شش‌ ویژگی‌ فیلمنامه‌نویسان‌ موفق‌
ادامه نوشته

سینما چیست؟ فیلم کوتاه چیست؟

نوشته رینهارد وولف
ترجمه حمزه ابراهیم زاده

در روزهای اولیه ی سینما، تمامی فیلم ها فیلم کوتاه بودند. حقیقتا این مطلب بسیار پیش افتاده دارای اهمیت فراوان است. لیکن آنچه که جالب توجه می نماید این است که پس از سپری شدن یکصد سال از پیشرفت های تکنیکی و زیبایی شناختی، برخی از ویژگی ها و معیارهایی که وجه شاخص فیلم کوتاه در آن روزها بودند امروزه دوباره اعتبار می یابند: فیلم کوتاه بواسطه ی مدت زمانش تعریف می شود
ادامه نوشته

کسی نگرید مگر در ماهور

كسي نگريد مگر در ماهور                                                            

به بهانه‌در گذشت سينماگر توانمند كردستاني بهنام صفري

محمد علي دستمالي

خبر مرگ نابه‌هنگام بهنام صفري، دنيايي از درد و تالم

را در شريان لحظات آن كساني ريخت كه از دور و نزديك

 با شخصيت بهنام، آثار او و نگاه سينمايي‌اش آشنا

هستند.

 

 

 

ادامه نوشته

نقدی بر عملکرد انتخاب آثار داستانی کوتاه جشن خانه سینما

جریان ساز یا ساز یک جریان ...

 

سینمای ایران ، جشن سینمای ایران ، جشن مستقل سینمای ایران ، سالی برگزار نمی شود ، شاید هم نمی گذارند که برگزار شود ! حتماً دلیل عمده اش همین عنوان جشن و مستقل بودن و بدون ممیزی و سانسور عمل کردن و در یک کلام آزادانه و غیر سلیقه ای برخورد نمودن آن است . خوب در چنین شرایطی اگر آدم فرض عدم برگزاری را بر وجود این موارد بگذارد بی شک همان عدم برگزاری را ترجیح می دهد و آن را ندایی منتقدانه و معترضانه قلمداد می کند . چون که خودش عضو این صنف یعنی صنف برگزارکننده است و روی این موضوع تعصبی خاص داشته و راستش نمی خواهد غرور صنفی اش ! با حرف و احادیثی که حکایت از اجحاف و عدم انتخاب و گزینش آکادمیک و منصفانه و بی غل و غش بودن دارد ، پایمال شود .

در این جشن که جشن بزرگی قلمداد می شود و صد البته که باید هم اینطور باشد و سرنوشت و خط مشی و کانون توجه سینمای آزاد و مستقل یک مملکت ( البته اگر چنین سینمایی باقی مانده باشد ) به چگونگی برگزاری آن بستگی دارد ،  محدوده ای وجود دارد که اتفاقاً و بی شک نقشش در بنا نهادن و پی ریزی سینمایی که به شدت تشنه ی تغییر و تحولی اساسی است پر رنگتر از بقیه نشان می دهد . این دایره "جشن مستقل فیلم کوتاه است" که بانی به وجود آمدن نوشتار پیش روست ...

 
ادامه نوشته

تدوین در فیلم کوتاه

تدوين در سينمای كوتاه
- منبع : سینمافردا
نويسنده :

هنوز در ایران از تدوین به " به هم چسباندن قطعات فیلم " نام برده می شود ؛ حال آنكه به خصوص در مورد سینمای مستند كوتاه ؛ چنین تعریفی سالهاست كه مورد استفاده و پسند سینماگران نمی باشد
تدوين در سينمای كوتاه

تدوين چيست؟
تدوینگر كیست ؟
جایگاه تدوین در سینما كجاست؟
تدوین در سینمای كوتاه چه اهمیتی دارد؟


شاید سوالاتی اینچنین در ذهن هر فردی كه برای اولین بار با این مقوله آشنا می شود ؛ دور از تصور نباشد اما با نگاهی جدی به سینمای كوتاه و حتی بلند در ایران می توان اینگونه دریافت كه اهمیت و جایگاه تدوین برای بسیاری از كسانی كه در حیطه نیز فعال هستند ؛ هنوز ناشناخته است یا بهتر بتوان گفت ؛ هنوز مورد اهمیت قرار نگرفته است.

هنوز در ایران از تدوین به " به هم چسباندن قطعات فیلم " نام برده می شود ؛ حال آنكه به خصوص در مورد سینمای مستند كوتاه ؛ چنین تعریفی سالهاست كه مورد استفاده و پسند سینماگران نمی باشد.

در سلسله یاداشتهایی كه در این صفحه به نگارش در خواهند آمد ؛ سعی می كنم تا با استفاده از تعاریف و مباحث روز جهان ؛ با مقوله تدوین در سینمای كوتاه و به خصوص سینمای مستند كوتاه بیشتر آشنا شویم و جایگاه فنون تدوینی گوناگون را در برابر گونه های مختلف آثار مستند مورد مقایسه قرار دهیم.

به عنوان فردی كه در بیش از 40 فیلم مستند گوناگون در مقام تدوینگر قرار داشته ام ؛ همواره مساله چالش مناسب با كارگردان اثر و نیز وفادار بودن به فیلم نامه های احتمالی موجود در مورد بعضی از آثار مستند ؛ و نیز چگونگی به تصویر كشیده شدن نقش تدوین در آثار مستند از گونه های مختلف ؛ مورد بحث بوده است.

با ورود ابزار ویدئو به فضای آثار مستند ایران ؛ گونه ای از شكل تولیدی جدید پدید آمد كه از آن می توانیم به " انباشتگی بیش از اندازه راش ها " نام ببریم . بسط این پدیده از به كار گیری آسانتر ابزار ویدئو و نیز ارزان تر بودن مواد و مصالح در این شیوه تصویر برداری بود.

با گسترش چنین پدیده ای و نیز دور شدن كارگردانان از مقوله فیلم نامه نویسی برای آثار مستند ؛ می توان گفت كه تدوین آثار مستند شكل جدیدی به خود گرفت و مبحث " به اتمام رسیدن كار مستند در سر میز تدوین " به مساله مورد علاقه سینماگران مستند بدل گشت.

اما چنین رویكردی با استفاده مداوم و روز افزون ؛ به پدیده ای مخرب در بسیاری از آثار مستند بدل گشت كه به عنوان شروع مباحث بعدی در نوشته های آینده به آن خواهم پرداخت.