ساختن یک جشنواره فیلم در کردستان چقدر مهم است؟
از عاقبت وعده محقق نشده 30 میلیون تومانی استاندار سابق به انجمن سینما جوان گرفته تا انواع وعده های سایر مسئولان دولتی که تاکنون هیچ کدام عملی نگردیده است.
در این میان پذیرش پیشنهاد برگزاری یک جشنواره ملی، منطقه ای یا بین المللی فیلم کوتاه در کردستان، در عین آنکه ایده ای مهم، ضروری و شوق آفرین به نظر می آید اما به راحتی، نامناسب ترین راه ممکن در پاسخ به نیازها و مطالبات فیلمسازان جوان کردستان خواهد بود.
اکنون در کشور ما و اتفاقا در استان های غربی یکی از کم زحمت ترین راه هایی که می توان با آن بیلان کاری مفصلی به نهادهای مسئول فرهنگ در مرکز داد و البته نیاز چندانی هم به «تفکر» و «برنامه ریزی راهبردی» ندارد، همین برگزاری جشنواره هاست. جشن هایی که می شود با آن ها عارف و عامی را خشنود ساخت.
اما از طرفی می بینیم آنچه فیلم سازان و عکاسان جوان کردستان در جلسه خود با استاندار مطرح ساخته اند ارتباط مستقیمی با مقوله «زیرساخت ها» دارد.
البته این هنرمندان آنچه گفته اند بیشتر مرتبط با نیازهای سخت افزاری مانند نبود سالن سینما در کردستان یا مکانی برای اداره انجمن سینما جوان و نیز تجهیزات و منابع مالی برای ساخت فیلم بوده است و کمتر به ضرورت های نرم افزاری مولد فکر، ایده و افق های تازه برای فیلم سازان (مانند آموزش های پیشرفته مداوم و پایدار، حضور صاحبنظران مطرح ملی و بین المللی یا مثلا ایجاد کتابخانه و آرشیو تخصصی یا دانشکده مرتبط و نیز تورها و فرصتهای مطالعاتی خارج از کشور) پرداخته اند.
با این توضیح، ساختن و پرداختن یک جشنواره که در همه جا و تمام فعالیت های فرهنگی استاندارد ایران و جهان، آخرین حلقه از یک فرایند درست و مبتنی بر زیرساخت های تامین شده محسوب می گردد، در کردستان ما، رفتن به آخر خطی است که هیچ یک از مراحل قبلی آن طی نشده است و عموما هم رسیدن به خط پایان برای همه شادی آفرین و خرسند کننده است. و تجربه در کردستان نشان داده است که با رخداد چنین مسئله ای، مسئولان از آن چونان یک حماسه بزرگ یاد کرده و برای پیگیری بیشتر و مهمتر از آن حوصله ای به خرج نمی دهند!
آری حکایت عموم جشنواره های هنری در مناطق کردنشین ما از این سنخ است.
از این روست که علاوه بر نیاز به تجمیع ایده ها و تکمیل فهرستی از نیازهای مطرح شده توسط هنرمندان یا سایر اقشار فرهیخته کردستان، مقولاتی چون «مدیریت فرهنگی» یا «نقشه راه جامع و پویا» مبتنی بر «نگاهی کلان» و «آینده نگر» در این رابطه لازم است.
این در حالی است که استاندار شریف و متواضع دیار ما، جناب آقای شهبازی در دیدارهای کم سابقه در کردستان با اقشار مختلف، از صنعتگران و بازاریان گرفته تا نویسندگان و فیلمسازان، دائم وعده همکاری، حمایت و تامین امکانات را مطرح ساخته و می گویند در این رابطه ها هیچ محدودیتی نداریم!
از این رو طرح و قبول چنین پیشنهاداتی مانند جشنواره فیلم، در کنار ده ها جشنواره مشابه و موازی در حال برگزاری در داخل و خارج، و نیز جشنواره های ریز و درشت هنری خود کردستان، این پرسش اساسی را طرح می کند که براستی ما چه شمایلی از کردستان فرهنگی در ذهن داریم؟ و این جشنواره ها چه تفاوت مهمی با موارد مشابه خود دارند؟ و آیا کارگزاران و مشاوران فرهنگی در کردستان، در این این حوزه ها، بیشتر فکر می کنند یا تقلید؟
در این میان پذیرش پیشنهاد برگزاری یک جشنواره ملی، منطقه ای یا بین المللی فیلم کوتاه در کردستان، در عین آنکه ایده ای مهم، ضروری و شوق آفرین به نظر می آید اما به راحتی، نامناسب ترین راه ممکن در پاسخ به نیازها و مطالبات فیلمسازان جوان کردستان خواهد بود.
اکنون در کشور ما و اتفاقا در استان های غربی یکی از کم زحمت ترین راه هایی که می توان با آن بیلان کاری مفصلی به نهادهای مسئول فرهنگ در مرکز داد و البته نیاز چندانی هم به «تفکر» و «برنامه ریزی راهبردی» ندارد، همین برگزاری جشنواره هاست. جشن هایی که می شود با آن ها عارف و عامی را خشنود ساخت.
اما از طرفی می بینیم آنچه فیلم سازان و عکاسان جوان کردستان در جلسه خود با استاندار مطرح ساخته اند ارتباط مستقیمی با مقوله «زیرساخت ها» دارد.
البته این هنرمندان آنچه گفته اند بیشتر مرتبط با نیازهای سخت افزاری مانند نبود سالن سینما در کردستان یا مکانی برای اداره انجمن سینما جوان و نیز تجهیزات و منابع مالی برای ساخت فیلم بوده است و کمتر به ضرورت های نرم افزاری مولد فکر، ایده و افق های تازه برای فیلم سازان (مانند آموزش های پیشرفته مداوم و پایدار، حضور صاحبنظران مطرح ملی و بین المللی یا مثلا ایجاد کتابخانه و آرشیو تخصصی یا دانشکده مرتبط و نیز تورها و فرصتهای مطالعاتی خارج از کشور) پرداخته اند.
با این توضیح، ساختن و پرداختن یک جشنواره که در همه جا و تمام فعالیت های فرهنگی استاندارد ایران و جهان، آخرین حلقه از یک فرایند درست و مبتنی بر زیرساخت های تامین شده محسوب می گردد، در کردستان ما، رفتن به آخر خطی است که هیچ یک از مراحل قبلی آن طی نشده است و عموما هم رسیدن به خط پایان برای همه شادی آفرین و خرسند کننده است. و تجربه در کردستان نشان داده است که با رخداد چنین مسئله ای، مسئولان از آن چونان یک حماسه بزرگ یاد کرده و برای پیگیری بیشتر و مهمتر از آن حوصله ای به خرج نمی دهند!
آری حکایت عموم جشنواره های هنری در مناطق کردنشین ما از این سنخ است.
از این روست که علاوه بر نیاز به تجمیع ایده ها و تکمیل فهرستی از نیازهای مطرح شده توسط هنرمندان یا سایر اقشار فرهیخته کردستان، مقولاتی چون «مدیریت فرهنگی» یا «نقشه راه جامع و پویا» مبتنی بر «نگاهی کلان» و «آینده نگر» در این رابطه لازم است.
این در حالی است که استاندار شریف و متواضع دیار ما، جناب آقای شهبازی در دیدارهای کم سابقه در کردستان با اقشار مختلف، از صنعتگران و بازاریان گرفته تا نویسندگان و فیلمسازان، دائم وعده همکاری، حمایت و تامین امکانات را مطرح ساخته و می گویند در این رابطه ها هیچ محدودیتی نداریم!
از این رو طرح و قبول چنین پیشنهاداتی مانند جشنواره فیلم، در کنار ده ها جشنواره مشابه و موازی در حال برگزاری در داخل و خارج، و نیز جشنواره های ریز و درشت هنری خود کردستان، این پرسش اساسی را طرح می کند که براستی ما چه شمایلی از کردستان فرهنگی در ذهن داریم؟ و این جشنواره ها چه تفاوت مهمی با موارد مشابه خود دارند؟ و آیا کارگزاران و مشاوران فرهنگی در کردستان، در این این حوزه ها، بیشتر فکر می کنند یا تقلید؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 23:9 توسط پرویز مقدمی- بهارک سعادت
|
انجمن سینمای جوانان ایران - دفتر سنندج در سال 1364 با همت و پیگیریهای مکرر عده ای از دوستان و علاقمندان به هنر سینما شروع به کار نمود و اینک قریب به 28 سال است که توانسته است محفل و بستری را برای علاقمندان به این هنر ارزنده ایجاد نماید .